<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: ماه سربي</title>
	<atom:link href="http://arazilks.wordpress.com/2008/05/03/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d9%8a/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://arazilks.wordpress.com/2008/05/03/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d9%8a/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 12 Oct 2009 19:56:19 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: آشنا</title>
		<link>http://arazilks.wordpress.com/2008/05/03/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d9%8a/#comment-50</link>
		<dc:creator>آشنا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 May 2008 17:08:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arazilks.wordpress.com/?p=40#comment-50</guid>
		<description>پیام من چرا نیست؟. نوشتم که کتاب را در غرفه ی بیست وچهار راهرو نوزده دیدم و با تخفیف خریدم! چاپ دوم هم است! پس معلوم است خوب فروخته شده. خود خانم امیری را هم چند ساعت بعد توی غرفه ی نشر مرکز دیدم که آنقدر گرم خرید بود که محلی به ما نگذاشت و رفت!! نشانه اش هم مانتوی چهار خانه ی قرمز و روسری کرم قهوه ای است!! سلام خانم امیری علیک ما را جواب بدهید!!تبریک !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پیام من چرا نیست؟. نوشتم که کتاب را در غرفه ی بیست وچهار راهرو نوزده دیدم و با تخفیف خریدم! چاپ دوم هم است! پس معلوم است خوب فروخته شده. خود خانم امیری را هم چند ساعت بعد توی غرفه ی نشر مرکز دیدم که آنقدر گرم خرید بود که محلی به ما نگذاشت و رفت!! نشانه اش هم مانتوی چهار خانه ی قرمز و روسری کرم قهوه ای است!! سلام خانم امیری علیک ما را جواب بدهید!!تبریک !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آراز</title>
		<link>http://arazilks.wordpress.com/2008/05/03/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d9%8a/#comment-49</link>
		<dc:creator>آراز</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 May 2008 07:48:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arazilks.wordpress.com/?p=40#comment-49</guid>
		<description>دوست عزیزم
به نویسنده کاری ندارم، ولی هیچ کجای دنیا چنین رسمی نبوده و نیست که نویسنده کتاب‌اش را به دست بگیرد و دوره بیفتد برای ارائه‌ی خدمات پس از فروش. مگر کتاب ناشر ندارد؟ مگر اداره‌ی محترم ارشاد بولتن ندارد؟ مگر جز این است که وقتی کسی عنوان داور یا منتقد را به عهده می‌گیرد،به‌تبع مسئولیتی هم ندارد؟ مگر کلن چند کتاب در سال منتشر می‌شود؟ مگر این‌جا آلمان است که سالانه هفتصدهزار جلد کتاب، آن‌هم گاهی با تیراژ 100 هزار نسخه چاپ شود؟ آیا طبق آمار اداره‌ی جلیله‌ی ارشاد ادبیات داستانی منتشرشده‌ی سال 86 بیشتر از دو رقم است؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیزم<br />
به نویسنده کاری ندارم، ولی هیچ کجای دنیا چنین رسمی نبوده و نیست که نویسنده کتاب‌اش را به دست بگیرد و دوره بیفتد برای ارائه‌ی خدمات پس از فروش. مگر کتاب ناشر ندارد؟ مگر اداره‌ی محترم ارشاد بولتن ندارد؟ مگر جز این است که وقتی کسی عنوان داور یا منتقد را به عهده می‌گیرد،به‌تبع مسئولیتی هم ندارد؟ مگر کلن چند کتاب در سال منتشر می‌شود؟ مگر این‌جا آلمان است که سالانه هفتصدهزار جلد کتاب، آن‌هم گاهی با تیراژ 100 هزار نسخه چاپ شود؟ آیا طبق آمار اداره‌ی جلیله‌ی ارشاد ادبیات داستانی منتشرشده‌ی سال 86 بیشتر از دو رقم است؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یک دوست</title>
		<link>http://arazilks.wordpress.com/2008/05/03/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d9%8a/#comment-48</link>
		<dc:creator>یک دوست</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 May 2008 07:34:02 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arazilks.wordpress.com/?p=40#comment-48</guid>
		<description>در مورد پاراگراف آخر من حرفی دارم. چون ایشان را می شناسم و تعریف کارشان را شنیدم یک روز تمام به دنبال این کتاب گشتم و آن را در کتابفروشی ای نیافتم. این چه ربطی به اطلاع رسانی دارد یا کتاب تمام شده یا خوب پخش نشده که خانم امیری اگر می دانند کتاب تمام نشده برای پخش آن چاره ای بیندیشند. دیگر اینکه دوره ی شرم و حیا گذشته و من پیشنهادم به خانم امیری این است که کتابشان را خودشان به دست داورها یا منتقدها برسانند و منتظر امداد غیبی یا تصادف نمانند.  ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در مورد پاراگراف آخر من حرفی دارم. چون ایشان را می شناسم و تعریف کارشان را شنیدم یک روز تمام به دنبال این کتاب گشتم و آن را در کتابفروشی ای نیافتم. این چه ربطی به اطلاع رسانی دارد یا کتاب تمام شده یا خوب پخش نشده که خانم امیری اگر می دانند کتاب تمام نشده برای پخش آن چاره ای بیندیشند. دیگر اینکه دوره ی شرم و حیا گذشته و من پیشنهادم به خانم امیری این است که کتابشان را خودشان به دست داورها یا منتقدها برسانند و منتظر امداد غیبی یا تصادف نمانند.  ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آفتاب‌پرست</title>
		<link>http://arazilks.wordpress.com/2008/05/03/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d9%8a/#comment-47</link>
		<dc:creator>آفتاب‌پرست</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 May 2008 09:16:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://arazilks.wordpress.com/?p=40#comment-47</guid>
		<description>خوش به حال‌ت كه خوندي.
من به سهم خودم ( و اين رگ غيرتم كه به خاطر دوستي ِ دورانه با نويسنده و دوست داشتن كاراكترش كه از باحالي مزمن رنج مي‌برد، قلمبه- غلنبه؟ غلمبه؟- شده) چنان اطلاع رساني‌اي بكنم كه ببين.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوش به حال‌ت كه خوندي.<br />
من به سهم خودم ( و اين رگ غيرتم كه به خاطر دوستي ِ دورانه با نويسنده و دوست داشتن كاراكترش كه از باحالي مزمن رنج مي‌برد، قلمبه- غلنبه؟ غلمبه؟- شده) چنان اطلاع رساني‌اي بكنم كه ببين.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
